«هوالحقّ»
قبل نوشت: این روزهایی که ختم می شود به آخر زمستان و اول بهار، خانه ها رفت و روب شده اند و به قول مادرها همه جا بوی زلالی آب میدهد بس که تمیز شده. اما نمی دانم چرا شامه من این روزها پر شده از بوی خون. خونی که در میان آتش و دود و انفجار سنگین ترین بمبها فوران کرده. بوی خون مظلومان بحرین و لیبی و ... .
شاید بتوان گفت بخشی از جنگ نرم این است که حیات روانی دشمنت را نشانه بگیری و سیبل حملاتت، روان دشمن باشد و بعد، از فرصت به دست آمده از طریق تضعیف روحیه جبهه مقابل، بهره ببری و در واقعیت تیر نهایی را به سمتش شلیک کنی. اما راستش این روزها دشمن زبون اسلام و مسلمین آنقدر ضعف روحیه دارد و آرامش روانیش را از دست داده که گویا نیازی به این کار نیست و با یک تیر خلاص می توانی شرّش را برای همیشه از سر بشریت کم کنی. اما خب رزمنده باید برزمد. رزمنده جبهه نرم هم باید به وظیفه اش عمل کند.
بالأخره بر بغضم فائق آمدم و خواستم بنویسم از برادران و خواهران مظلوم بحرینی، از خونهای به ناحق ریخته شده میدان مروارید که حالا خود صدفی شده برای مرواریدهای ناب، از سکوت خفت بار منادیان دروغین دفاع از حقوق بشر، از جرثومه فسادی به نام " وهابی" و اربابان پستتر از خودش، آمریکا و اسرائیل و انگلیس.
درست است که امروز آمریکا و اسرائیل و سر سپرده هایش، از وحشت بیداری اسلامی منطقه دست به هر اقدامی می زنند تا بلکه این بیداری را خاموش کنند و درست است که سفر رجال سیاسی آمریکا به بحرین و مصر و وارد عمل شدن قوای نظامی دیگر کشورهای به ظاهر مسلمان، برای کشتار مردم بی دفاع بحرین، همگی نشان از استیصال این دیکتاتورها دارد،اما باید گفت بُعد دیگر جنگ نرم اطلاع رسانی و روشنگری است. و دقیقا همین امر است که بیش از پیش ایجاب میکند که سرباز این جبهه همچنان سنگرش را حفظ کند و علیه دشمن زبون بتازد تا صبح زیبای پیروزی که دور نیست طلوعش.
در نگاه من، آمریکا و اسرائیل و انگلیس و مزدوران آنها در منطقه یعنی وهابی های بی ریشه و مصنوع دست استعمار پیر، خودشان هم فهمیده اند که اجلشان فرارسیده و این دست و پا زدنهایشان همگی برای این است که شاید بتوانند اوضاع را به نفع خود تغییر دهند. اما زهی خیال باطل! هر قطره خون مظلوم بحرینی که در میدان اللوءلوء ریخته می شود، یک ساعت از عمر این مستکبرین کم می شود و یقین بدانند بحرین محل هلاکت آنها خوهد بود چرا که برای نابودی آنها یک تیر خلاص لازم است و دور نیست که دستان پر قدرت و با ایمان حزب الله حلقوم این سفاکان را بفشارد و راهی پایین ترین درکات جهنمشان کند.
تاریخ فقط شمار روزهای عبور كرده از سر بشریت نیست. بلكه بستر وقایع خرد و كلانی است كه انسانها آنها را ساخته اند و دور نیست،اگر چشم؛ چشم عبرت بین باشد، تاریخ هم با درسهایش انسانها را به مرز سازندگی نزدیكتر كند و اگر چشمی عبرت بین نبود، عاقبتش همان عاقبت هلاک شدگان تاریخ خواهد بود که مورد قهر و غضب الهی واقع شدند.
امروز دور هم جمع شدن آل سعود ، آل خلیفه، امریکا و اسرائیل یاد جنگ احزاب را زنده میکند در اذهان. که اسلاف همین آل سعود به تحریک یهود نژاد پرست وارد محاربه علیه ملت مسلمان مدینه شدند و به خیال باطل آن روزگار خود می خواستند بیداری اسلامی را در همان مدینه خاموش کنند. و همین یهود پشت قریش را خالی کردند،و ایمان و استقامت جبهه اسلام قریش را مغلوب خندق کرد. آنها می خواستند نور خدا را خاموش کنند اما به رغم خواسته آنها نور خداوند عالمگیر خواهد بود.
همانطور که نتیجه احزاب شکست مفتضحانه جبهه کفر بود، بی شک امروز هم پیروز این نبرد مسلمانان بیدار منطقه هستند که قاعده نفی سبیل را ازبر کرده اند و فطرت بیدارشان اجازه زیر یوغ استکبار رفتن را به آنها نمی دهد.
آل سعود آگاه باشد که روزهای آخر حکومت ظالمانه اش را دارد سپری میکند. چرا که اگر تا دیروز کسی تا حدی نسبت به آنها حسن ظن داشت اما حالا چهره پلید و کفرآلودش برای همه مشخص شده است. که با آمریکا و اسرائیل کافر دست دوستی می فشار برای قتل عام برادران و خواهران مسلمان ما.
کجایند مفتیان مکه و مدینه که کودکان بصیر این دیار به آنها بیاموزند که دستور قرآن در خصوص کمک به برادر دینی چیست وقتی دشمنی کافر به سویش حمله میکند؟ و چقدر شاگردان ابن تیمیه بد فهمیده اند اسلام و دستوراتش را . و من چه انتظاری از فرقه ای دارم که هیچ اصالتی در اسلام ندارد و ساخته دست روباه پیر انگلیس است!!!!!!!!! فرقه ای که جز خود هیچ کس را مسلمان نمی داند و لایق حیات، حتی برادران اهل تسنن را، اما از آن طرف با بوش جام دوستی سر می دهد و با اوباما عقد اخوت می بندد و برای پیروزی اسرائیل در برابر حزب الله لبنان دعا را در قنوت واجب میداند. اف بر شما که لعن خدا و ملائکه و انس و جن، طبق آیات قرآن نثارتان شده( بقره:159) اف بر شما که مایه ننگ اسلامید و شادی دشمن اسلام!
طرف سخن و کلام من نه آمریکاست و نه اسرائیل و انگلیس و... . چرا که رذالت اینها آشکارتر و فراتر از آن است که بخواهی تذکرشان دهی و دعوتشان کنی به انسانیت. که خون مظلومان از گذشته های دور تا کنون هنوز هم لکه ننگ است بر دامن این سفاکان که گرگ در پوستِ میشِ دموکراسی فرورفته، هستند.
فریاد و فغان من بر سر کسانی است که سالهاست با شعار صلح و گفتگو و تمدن و آزادی و بشریت، مقدس ترین نظام این عالم و مقدسات آن را به باد نقد و انتقاد گرفته اند و هر روز به بهانه ای بیانیه صادر می کنند و مصاحبه میکنند و ادای دفاع از بشریت در می آورندو شبهه افکنی میکنند و به نام مردم مظلوم مصر و لیبی و بحرین و به کام استعمار هوای اغتشاش به سرشان میزند.
هااااااااااااااای آقای خاتمی! کجایی که بشریت امروز در لیبی نه تنها آزادی بیان که آزادی نفس کشیدن هم ندارد؟ کجایی که حتی دوستان آن ور آبیت که مدام بر هر حرکت تو علیه نظام ولایت فقیه کف میزدند، امروز طرح گفتگوی تمدنهایت را در میدان اللوء لوء سلاخی میکنند و تو حتی آخ هم نمی گویی. نکند گفتگوی تمدنهایت فقط برای به نقد کشیدن اسلام عزیز بود؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ راستی تو که مدعی دفاع از بشریت هستی، به هوای ادعایی پوچ بیانیه می دهی و زندگان را شهید فرض میکنی، امروز مردم بی دفاع بحرین را نمی بینی که با سلاح دوستان تو در خون خود غلط میزنند و جسمشان متلاشی میشود؟
هر کس امروز اندکی منطق به خرج دهد خواهد فهمید که نه تنها ادعاهای سازمان ملل و شورای امنیت در خصوص دفاع از بشریت همگی کشک هستند حتی آدمهایی چون شیرین عبادی و مهاجرانی و موسوی و کروبی و شرکا هم هیچ گاه صادق نبودند و نیستند. چرا که واقعیت موجود در خاورمیانه را انگار که اصلا نمی بینند.
انگار دیگر لازم نیست که از این درد مرد غیور مسلمانی از غصه دق کند! و چقدر خوب زمان و گذر آن دارد حقیقت فکری افراد را نمایان تر میکند.
طرف سخن ما آنهایی هستند که با کج فهمی و گاه به خاطر مشکلات نفسانی خود، نعمت عظمای ولایت فقیه را در این آشفته بازار غیبت، قدر نمی دانند و هر روز دسیسه ای و حیله ای برای جدا کردن مردم از آن. اما مگر آدمی از فطرت خود جدا می شود؟ آری طرف سخن من آنهای است که به اندازه آن شیعه بحرینی بصیرت و لیاقت ندارد که در مشکلات و کوران حوادث دست به دامن مقتدایش شود و تنها از او درخواست دعا کند چرا که به اجابت دعایش ایمان دارد. نه اینکه چون شما هر روز بخواهد خون به دل مولای ما کند و ندای این عمار مولای مطهر ما را به عرش برساند و چشم ما را گریان!
زمستان دارد تمام میشود و عاقبت روسیاهی به زغال خواهد ماند.
بعد نوشت: این روزها به شدت با این فکر درگیرم که نکند غصه و اندوه قتل عام و شهادت بردران و خواهران بحرینی و لیبیایی و مصری و...، فلسطین را از یادمان ببرد! هنوز هم عزیزان ما در غزه اسیر چنگال اسرائیل این غده سرطانی هستند. نباید حتی غصه هایمان تک بعدی باشد. بی شک خاورمیانه جدید همان خاورمیانه ای است که قدس مقدس از چنگال منحوسان صهیونی آزاد شده است.
*********************************************************
لینکهای مفید:
1- بازخوانی مواضع امام(ره) پیرامون آل سعود
2-ساکتین بازوی مارقین،ناکثین و قاسطین
3- بوی خوش ظهور
4-نقد سه فیلم برتر اسکار که در ایام نوروز از صدا و سیما پخش خواهد شد.
4-
برچسب ها: نوروز، بهار، خانه تکانی، میدان اللوءلوء، بحرین، خون، شهادت، آمریکا، اسرائیل، آل سعود، عربستان، آل خلیفه، جنگ احزاب، یهود، قریش، خندق، حزب الله، جنگ نرم، روشنگری، جنگ روانی، مقام معظم رهبری، بصیرت، سازمان ملل، خاتمی، فرقه سبز، موسوی، کروبی، حقوقو بشر، فلسطین، بیت المقدس، گفتگوی تمدنها،
«هوالحقّ»
از ابتدای پخش سریال " ارمغان تاریكی" نكاتی مدام در ذهنم ایجاد می شدند كه دغدغه ام را برای نوشتن در مورد آن زیاد می كرد. اما برای دور نماندن از ورطه ی انصاف تا آخرین قسمت سریال صبر كردم. امروز عصر بعد از كلی زیر و رو كردن آنچه در ذهن داشتم شروع كردم به نوشتن و تقریباً تا وسطهای حرف را زده بودم كه به نوشته دكتر یامین پور در این خصوص بر خوردم. نوشته ای به حق زیبا و روان و كارشناسانه. دكتر با همان بیان بلیغ و متقن خود تمام آنچه در ذهن داشتم و نیز نكاتی افزون بر آن را در بررسی این سریال نگاشته بودند.
نیاز به فكر كردن نبود. به نظرم نوشته دكتر حق مطلب را ادا كرده بود و نیازی به تكرار مطلب آن هم با قلم ضعیف خود نبود. بنابر این تصمیم گرفتم در ادامه پست قبلی لینك نوشته " دكتر یامین پور" در مورد سریال ارمغان تاریكی را در اینجا قرار دهم:
http://kistiema.blogfa.com/post-98.aspx
یك جرعه دلنوشت( لقمه بهشتی) به روز شد. در صفحات جانبی.
برچسب ها: صدا و سیما، سریال، دهه فجر، دهه شصت، ارمغان تاریكی، منافقین، تروریست، ماهواره، عشق، ایدئولوژی،
یك اصطلاح رایج بین طلاب هست كه وقتی كسی بخواهد بیش از اندازه لازم وارد حاشیه شده، از اصل قضیه دور بماند می گویند: علیكم بالمتون لا بالحواشی.
بیداری اسلامی امروز اصل است در میان تمام وقایع عالم. دنیا دارد به سمت فطرت پاك انسانی قدم بر میدارد و تندتر از همیشه است این گام بر داشتن ها. افقی كه ترسیمش جزو ذات سرنوشت بشری است، دارد نمایان تر می شود. افقی به نام عصر طلایی ظهور و بسط توحید و عدالت در تمام ابعاد زندگی. این قطار بیداری دارد حركت میكند و حركتش دقیقتر از محاسبات ما تنظیم شده است. اگر بخواهیم سر گرم دیگر چیزها شویم یا تعلل كنیم این ما هستیم كه از قطار جا می مانیم. و الان دقیقا همان موقعی است كه وقایع در گوش ما زمزمه می كنند : علیكم بالمتون لا بالحواشی.
" متنی" كه باید به آن اهتمام ورزید، تلاش برای رشد هرچه تمامتر این بیداری است و حركت آن در مسیر صحیحش. تلاش برای تربیت و آماده سازی افراد است برای این فضا و اتفاقات جدید آینده. تلاش برای اهتمام بیشتر در زمینه تربیت دینی است. تربیت منتظرانه به معنای واقعی كلمه. منتظری كه شدت اشتیاق وصالش او را از ركود باز میدارد و میكوشد با هر اقدامی سازنده به در خیمه حضرت نزدیكتر شود.
به نظر من تمام آنها كه دغدغه ای برای آینده روشن بشریت دارند، اگر از این اصل غافل شوند و در حاشیه حركت كنند مسئولند. و فردا باید پاسخگو باشند. و مسئولیت رسانه ای به نام صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران بیشتر از قبل نمایان می شود. اطلاع رسانی در خصوص این بیداری اسلامی، كف وظیفه رسانه ملی است در این خصوص. وظیفه آموزشی و پرورشی این رسانه، همان پرداخت به متن است. آموزش و پرورشی كاملاً دینی و منطبق بر آموزه های قرآن و معارف اهل بیت(ع).
اهل هنر این گفته بنده را تأیید خواهند كرد كه تأثیر آموزش غیر مستقیم قابل ملاحظه تر و ماندگار تر از تعلیم مستقیم است و ابزاری به نام فیلمسازی در عصر حاضر چه خوب می تواند در این راستا كمك كند.
اما سریالها و فیلمهای رسانه ملی ما، تا چه حد در راستای آموزش مذهبی منتظر گونه مفید بوده است؟ از چند فیلم مناسبتی و تاریخی كه بگذریم، غالب فیلمها و سریالهای ما، از چنین مفهومی و دغدغه ای به دورند. یعنی راحتتر بگویم حتی مفاهیم ابتدایی دینی هم در فیلمهای ما مورد اغفال واقع شده اند.( گفتن مفاهیم ابتدایی، به منظور بی اهمیت بودن آنها نیست.)
اینكه سریالها به دلمشغولی خانواده ها در خصوص رفتارهای سالم اجتماعی فرزندان می پردازد فی حد نفسه نه تنها بد نیست بلكه ضرورت دارد. اما نكته ای كه باید به آن توجه شود این است، در كنار اینها جای دغدغه ی تربیت دینی كجاست؟ چرا اصل كه باید پرداخت به تربیت دینی باشد مهجور واقع شده، و دیگر مسائل چنان مورد توجه است كه گویا اصلند؟ یعنی اگر نوجوان ما معتاد نباشد، حتی اگر نماز نخواند و بی اهمیت به حلال و حرام دینش باشد از نظر خانواده ها مشكلی وجود ندارد. یا اگر دختران و پسران رفتار خطر ناك با جنس مخالف نداشته باشند و یا خانواده ها از این روابط اطلاع داشته باشند، این خانواده خانواده ای ایده ئال خواهد بود. و هزاران هزار مورد شبیه به اینها كه نمونه بارزش را می توان در سریال چهارشنبه شبهای شبكه یك دید. سریالی كه پا را از اینها فراتر گذاشته و مفهوم والای حیا مخصوصاً برای دختران را بی معنی جلوه داده است.
شاید گفته شود كه سریالها منعكس كننده واقعیات جامعه است. و من هم آن را قبول دارم و با این جمله بر ادعای خودم مُصرتر می شوم. پس جای بچه حزب الهی ها كه بخشی از این جامعه هستند در كجای فیلمهاست؟ همین سریالی كه وصفش آمد، ماجرای چندین نوجوان هست كه هر كدام با مسائلی درگیر هستند اما تمام مسائل خلاصه می شود در چند ناهنجاری اجتماعی و ناسازگاری نوجوان با خانواده و نامادری و.... . یعنی مسائلی مورد توجه واقع شده كه در تمام جامعه ها چه دیندار و چه غیر دینی، نسبت به آنها نگرانی و توجه دارند. و هنوز جای این سؤال باقی است كه فصل جدا كننده سیمای جمهوری اسلامی ایران (یعنی اسلامی بودن) با دیگر تلویزیونهای دنیا چه موقع در سریالها نمود خواهد یافت؟
من به عنوان یك بچه حزب اللهی سؤالم از صدا و سیما این است: مگر ما مناسبتی عضو جامعه هستیم كه در ترسیم چهره ما در رسانه ملی مناسبتی برخورد می شود؟ تازه آن هم با تصویری ناقص و گاه كاریكاتوری. ما هم مثل بقیه اقشار در این جامعه نفس میكشیم، درس می خوانیم، تحقیق و پژوهش میكنیم، آرمان داریم ، ولایی هستیم و منتظر، و اما نه مثل همه بلكه مثل یك حزب اللهی هر جا كه احساس تكلیف كنیم جانانه پای آرمانهایمان می ایستیم. به یك اشاره رهبر عزیزمان سلاح قلم دست میگریم و نه دی كفن می پوشیم و وارد میدان می شویم.
كجای این سریال چهره نوجوانی را نشان می دهد كه به خاطر آرمان صحیح اش از طرف خانواده در مضیقه است؟ كدام سریال، جوانی را به تصویر می كشد كه به خاطر ولایتمداریش از طرف پدر تهدید به بیرون شدن از منزل شده است؟ كدام سریال دغدغه والدینی را نشان میدهد كه نگران ایمان فرزندش است؟ كدام سریال دغدغه ازدواج جوان را یافتن همراه و همسفر و هم عقیده ای ترسیم میكند كه بتواند با او مسیر كمال انسانی را راحتتر بپیماید؟ اصلاً مفهوم انتظار و تلاش برای فرج در كدام فیلم نمایش داده شده است؟
بازهم میگویم فیلمهای مناسبتی مورد نظر من نیست. فیلمهایی كه جریان روتین زندگی را تصویر میكنند باید همه بعدی باشد. فیلمی در حد " به كجا چنین شتابان".
امروز كه ما انقلابمان را به دنیا صادر كرده ایم، باید از همه دنیا جلوتر عمل كنیم در ایجاد مقدمات ظهور. به قول مولایمان امام خامنه ای، دیگر وقت بالش نرم زیر سر گذاشتن و خوابیدن نیست. باید یك نفس تلاش كرد در مسیر آرمانهای انقلاب اسلامی. آرمان جهانی سازی اسلام.
خاورمیانه اسلامی در حال تولد است. باید برای تولدش خود را و جامعه را آماده تر كنیم. روزهای جدید در راه است. با مختصات و مقتضیات ویژه. اسلام دینی جامع است و تمام ابعاد و زوایا در آن مورد توجه واقع شده است. اگر الگوی تربیت دینی كما هو حقه در فیلمها ارائه شود، مشكلات اجتماعی و رفتاری افراد هم در سایه آن حل خواهد شد. اسلام در حكم صدیست كه وقتی كنار ما باشد، نود هم حاصل است.
لینكهای مفید:
1- جذب نیروهای متعهد انقلابی؛ لازمه مدیریت هوشمند سینمایی امروز
2-دینداری انقلابی در صدا و سیما زمینگیر شده است( قدیمی اما خواندنی از دكتر یامین پور)3- اندر احوالات شیخهم علی مطهری و مكتبش( چقدر علی مطهری هستید؟)
برچسب ها: بیداری اسلامی، ظهور، متن، حواشی، آموزش، تربیت دینی، انتظار، عدالت، توحید، صدا و سیما، فیلم، سریال، حزب اللهی، مقام معظم رهبری، خاورمیانه اسلامی، ولایتمداری،
یك آگهی تبلیغاتی را فرض كنید كه فردی كچل و طاس دارد شامپوی تقویت كننده مو را تبلیغ میكند و كلی از مزایای آن میگوید. آدمی ناخودآگاه نیشخندی می زند
و بعد ممكن است صدای خنده اش گوش عالم را كرد كند به خاطر چنین تناقضی.
قصه جنبشی به نام سبز هم كه مدام از خط امام و آزادی و اصلاح و زنده باد مخالف من دم میزند عین همین فیلم تبلیغاتی است.
از پست گمشده چه خبر؟: امروز یك اتفاقی افتاد و من تازه فهمیدم كه قدر نعمت دانستن یعنی چه! تازه فهمیدم كه قدر داشته ها را باید دانست. و اگر غیر از این بود افسوس بعد از حرمان فایده ندارد. باید قدر فرصتها و جوانی را دانست! باید قدر نفس كشیدن در هوای خوش عطر حكومت ولایی را دانست. و شكر گزاری نشانه قدر شناسی است. و همه بهتر از من می دانید كه شكر لسانی كمترین و كوچكترین مرحله شكرگزاری است. شكر عملی یعنی به جا استفاده كردن از نعمت و تلاش برای دوام آن.
بله عرض كردم. امروز به لطف تغییرات مكرر میهن بلاگ متن اخیر بنده با عنوان" اسلامخواهی اساسنامه انقلاب خاورمیانه است" در فضای سایبر نابود شد. دقیقاً همان متنی كه دیشب با دوستی در موردش حرف زدم و گفتم زیاد برایم راضی كننده نیست و احتیاج به پرداخت قوی تر دارد. ولی امروز دلتنگش شدم اساسی. به قول همان دوست انگار دل پست را شكسته ام و او قهر كرده بامن. ولی افسوس ......
لینكهای مفید:
1-می خوای بچه ولایی باحال باشی، حتما بخون
2- تیزهوشی جزء لاینفك میدان جنگ است.
3- اسفار ثلاثه سرزمین نور( اگر دلت تنگ شلمچه و طلائیه و .. شده خواندنش توصیه می شود)4- تطابق عملكرد جنبش سبز و جنبشهای فاشیستی معاصر
یك جرعه دلنوشت (عكس یادگاری) به روز شد. در صفحات جانبی.
برچسب ها: جنبش سبز، خط امام، آزادی، اصلاح، مخالف، شامپو، طاسی، نعمت، شكر، ولایت،

